گل پسر دانای من بعد از خواندن متن زیر نوشتن کلمات جدید را تمرین کن.

مَجید با پدر و مادرش در جَزیره یِ کیش زندگی می کند . جَزیره یِ کیش در جُنوبِ ایران است . تابستان مَجید با مادرش به رشت می آیَد . . پدر بزرگِ مَجید در رشت بِرِنج می کارد . او در رشت درختان نارِنج و پُرتِقال دارد .

آن  روز مجید کنارِ پَنجِره نشسته بود . سنجابِ رویِ درختِ کاج با جوجه گُنجِشکی بازی می کرد . جوجه گنجشک از بالایِ درخت روی زمین اُفتاد . گُربه یِ بَدجِنس رویِ دیوار در کمین نشسته بود  و با دیدن جوجه به سمتِ او دَوید . 

سَنجاب وقتی گُربه را دید تَند به سَمتِ گُربه رفت . گَربه که می دانست گُنجشک زَخمی شده و نمی تواند پرواز کند دَنبالِ سَنجاب دوید . جوجه گُنجِشک آرام داخِل سوراخِ زیرِ تَنه یِ درخت رفت . سَنجاب از درخت بالا رفت و از دستِ گُربه فرار کرد .

گربه نا اُمید شد و به سمت جوجه بر گشت . مجید برایِ نجات جوجه به سمتِ درخت دوید . گربه یِ بد جِنس با دیدن او فرار کرد . مجید جوجه گُنجشک را بر داشت و به خانه برد . او به مَسجد رفت تا به کمک پدربزرگ جوجه گنجشک را درمان کند .

کاج -  پَنج - جوجه - بِرِنج -  نارنج - مسجِد - گنجِشک - جارو - جوراب - گَنج  - رَنج - کَرَج - خارج - خرج - خُروج - جَوان - جَواب - سَنجاب - سَنجاق - خَلیج - بَسیج - جوش - جیب  - جَنگ  - جَشن - جا - کُجا - جُدا - جالِب - جاری - تاجِر - آجُر - اُجاق - اَنجیر - اِجازه - فِنجان - جادو گر - جنگل - اِجازه - جان - جانِوَر - جَدید - جایِزه - پَنجره - جَواد - مَجبور -

یِک جُفت جوراب - جیرُفتِ کِرمان - ماجرایِ شیرین -  جایزه ی بزرگ - دسته یِ جارو - تاجِر لباس - جَریانِ باد - درختِ اَنجیر - فِنجانِ شیر - جایِ بازی - جَنگِ سَخت - رَنجِ زیاد - گَنجِ دُزدانِ دَریایی