شعر نشانه ی ایـ یـ ی ای
ایـ اول
ایـ اول یـ وسط ی آخر ای آخر تنها چهارتا دوست برادر
هرکی نشسته یک جا ایـ اول جایش اول
نه وسط نه آخر ایـ اول از همه سر
ایـ اول و نازنین ایـ اولِ ایران زمین
بله ایـ اول هستم اولِ ایـران هستم
ایـ ایـ ایرانم یه ایرانی می مانم
(یـ)وسط
هرجا که حرف از یـ شد حرف از یـ وسط شد
یادت باشه تنها نیست یـ اول و آخر نیست
یـ وسط هرجا میره با دوست و فامیل میره
با خواهر و برادر میخوای بگم مثل چی؟
تبریز ،شیراز،فیروزشهر اگه یـ رو گم کردی
باید وسط بگردی تا یـ رو پیدا کنی
با خودت آشنا کنی
(ی)آخر چسبان
ی آخر ی آخر ی سومین برادر
آسون و راحتر از برادرهای دیگر
ی آخرِ بی نقطه گاهی جدا و تنها
گاه به کسی چسبیده جدا شبیه شادی
شادی زمان بازی چسبیده مثل آبی
یه رنگ آسمانی
(ای)آخر مستقل
ای ای ای آخر ای آخر مستقل
بزرگ ترین برادر سلطان قلب مادر
پیرشده خسته شده کمی شکسته شده
چون سنش رفته بالا براش خریدن عصا
ای آخرتنها مثل ستاره ای درخشان
از آسمانِ ایران
من ، معـــــــــلم هستم