مهـارت نه گفتن

اولين چيزي كه در تربيت فرزند مهم است نه گفتن است بايد طوري آموزش دهيم كه به چيزهاي غيرمنطقي نه بگويند (خارج از حوزه‌هاي فكري ما) مثلاً اگر در منزل به فرزند حرف غيرمنطقي زد و بله بگويد بايد به فرزند بگوئيم چرا بله گفتي آيا منطقي بود و اگر به خاطر احساسات باشد بله گفتن خطرناك است. از همان دوران كودكي اگر فرزند ما نه بگويد اين خطرناك نيست فرزند شما فكر مي‌كند و نه مي‌گويد نه از روي لجبازي يا به خاطر اين كه شما را اذيت كند. اگر روي همه چيزها بله و چشم بگويد اين خوب نيست. بسياري از خانواده‌ها مي‌گويند بچه مؤدب باش؛

نه گفتن دليل بي‌ادبي نيست علامت اعتماد به نفس و تفكر است.

بايد مهارت را كسب كند. زندگي تمرين كردن است و اگر با تمام وجود فرزندمان را دوست داريم اين نه گفتن را بايد به عزيزانمان ياد دهيم.

مورد ديگر كه فرزندان ما بايد بيشتر بدانند و ما پدر و مادرها بايد آموزش بدهيم افراط و تفريط است كه خطرناك است و اگر فرزند به خاطر جلب توجه خشونت به خرج مي‌دهد باز هم به تربيت ما برمي‌گردد يا خيلي محبت كردند يا فاصله گرفتند.

يكي از علائم ديگر كه به خصوص در پسرها مي‌بينيم براي هر چيزي مشورت مي‌خواهند مگر پدر و مادر تا كي زنده هستند بچه بايد ياد بگيرد و تصميم بگيرد و استقلال فكري داشته باشد ديده شده كه پسراني هستند بزرگ مي‌شوند و ازدواج مي‌كنند و مسائل خصوصي را با خانواده در ميان مي‌گذارند پس از همين لحظه مي‌توانيم در رفتار خود تغيير داشته باشيم.

مورد ديگر محبت كردن است: تا 6 سالگي پسر در آغوش مادر مي‌باشد اما بعد از 6 سالگي بايد يك بخشي از مردانگي را از پدر بياموزد. مادراني هستند كه تا 13 و 14 سالگي در كنارشان هستند.حضور كمرنگ پدر با وجودي كه براي تمام پدران احترام قائل هستم چون پدر كناره مي‌گيرد مادر براي جبران خودشان را بيشتر به پسر نزديك مي‌كنند. مادر هيچوقت نمي‌تواند هم پدر باشد و هم مادر و نمي‌تواند اقتدار پدر را داشته باشد. البته (نه اقتدار پدراني كه انگار پادگان است) پسراني كه فقط كنار مادر باشند رفتار زنانه دارند و در درازمدت آسيب دارد و به خاطر همين است كه بايد در چنين مواقعي عمو يا دايي را از ياد نبرد. هر ناهنجاري كه در اجتماع مي‌شود 99% به پدر و مادر برمي‌گردد.

 

اگر مي‌خواهيم فرزند سالم و صالح و برومند داشته باشيم بايد حضور عاطفي بيشتر پدران را در كنار پسر داشته باشيم.