پسر دانای من ابتدا متن زیر را بخوان سپس نوشتن کلمات جدید را تمرین کن .

 

ذرّه - ذرّه بین - ذرّات - گذشته - گذاشت - گذاشتم - گذشتم - ذرّت - اذیّت - لذّت - لذیذ - دلپذیر - پذیرایی - اذان - آذر - آذربایجان - ذوق - ذهن - مذهب - بذر - نذری - ابوذر - زیر گذر - ذخیره -

شیرینی لذیذ - هنرمند خوش ذوق - استان آذربایجان شرقی - ذهن نویسنده - لذّت کار خوب - ذرّات خاک - صدای دلپذیر اذان - ذرّه بین بزرگ -

از دیدن کو ه ها و چشمه ها لذّت بردیم .

 تابستان گذشته به مسافرت رفتیم .

 من وسایل خود را در جای مخصوص می گذارم .

 بچّه ها از برف بازی لذّت می برند .

با شنیدن صدای اذان ، پدرم به مسجد می رود .

آذر دفتر خود را در کیف می گذارد .

ابوذر از یاران پیامبر بود .

زهرا با آرد ذرّت نان می پزد .

آش رشته بوی دلپذیری دارد .

مترو مسیر های زیر گذر دارد .

 سنجاب دانه ها را ذخیره می کند . 

 زبان مردم آذربایجان ترکی است .

 ماهی خوراکیِ لذیذی است .

 با ذرّه بین همه چیز را بزرگ تر می بینیم .

 کشاورز بر زمین بذر می پاشد .

 مادرم آش نذری می پزد .